تبليغاتX
حقوق بشر


به تأریخ هجدهم سنبله، برابر با نهم سپتامبرِ سال روان، خبرنگارِ متعهد و رسالتمند کشور، سلطان منادی، در نتیجۀ عملیات برای رهایی خبرنگار روزنامۀ نیویارک تایمز، آقای استیفن فرل، به شهادت رسید.
سلطان منادی و استیفن فرل، چهار روز پیش از این حادثه، توسط گروهی از مخالفین دولت، در ولایت کندز، اختطاف گردیده بود.
مرگ نابهنگام سلطان منادی، جامعۀ مدنی، روشنفکران و خانوادۀ حقوق بشر در افغانستان را شدیداً متأثر ساخت.
این قربانی نشان داد، که چگونه مدافعینِ ارزشهای حقوق بشری ما، موردِ سوءاستفاده های معاملات سیاسی قرار میگیرند.
مرگ سلطانِ شهید، نشانگر بی توجهی حکومت افغانستان در برابرِ رهاییِ یک شهروند کشور است. این درحالیست که نظامیان خارجی برای نجات شهروندِ خویش، دست به عملیاتهای گسترده و سازمان یافته میزنند. حالا این پرسش مهم که چرا حکومت افغانستان برای نجات شهروند خویش، حتا در جغرافیای تحت کنترل خویش نمیتواند اقدامات جدی نماید، ذهن فعالینِ جامعۀ مدنی افغانستان را مشغول کرده است.
نهادهای عضو شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، با طرح این اعلامیه، نکات زیر را مطرح مینماید:
۱ ـ قانون اساسی افغانستان، به حکومت و رهبری آن وظیفه سپرده است تا از حقوق شهروندان خویش دفاع نموده و ارادۀ آنها را درنظر گیرد. از سوی دیگر، دولت افغانستان، عضو کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسیست، که دفاع از حقوق شهروندی را در محراق اهداف خویش قرار داده است.
بنابر این چهارچوبه های حقوقی، تقاضا میگردد تا حکومت افغانستان برای جلوگیری از قتل خبرنگاران و مدافعین حقوق شهروندی، برنامه های مفیدی را راه اندازی نموده و امنیت جانی و فکری آنان را تأمین نماید؛
۲ ـ هرچند نهادهای مدنی و خبرنگاری در کشور، به کرات از حکومت خواسته اند تا تحقیقات لازم برای عوامل قتل خبرنگاران راه اندازی گردد، امّا با تأسف، قتلهای وحشتناکی که از سوی جناحهای مخالف دولت راه اندازی میگردد، افشا نگردیده و زنجیره های قتلهای مرموز، گسترده تر میگردد. شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، از حکومت و به ویژه از نهادهای تحقیقی، عدلی و امنیتی کشور میطلبد، تا جریانِ قتل سلطانِ منادی را تحقیق و تعقیب نموده و عوامل آن را معرفی و محاکمه نماید؛
۳ ـ شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، از رهبری و حکومت جدید که پس از اعلام نتایج انتخابات به کار گماشته میشود میطلبد تا برای تأمین امنیت مدافعین ارزشهای حقوق شهروندی و سیاسی، در همنوایی با جامعۀ مدنی افغانستان، رسانه ها و مدافعین حقوق بشر، راهبردهای مؤثری را طرح ریزی نماید؛
۴ ـ شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، از حکومت و رهبری جدید میطلبد تا مذاکرات سازنده یی را در سطح بین المللی، با حکومتها و نهادهای بین المللی، که در تأمین امنیت در افغانستان شریک استند، راه اندازی نموده و در رعایت حقوق شهروندان افغانستان، که بر اساس اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، حقوق همسان با تمام شهروندان جهان دارند، برخورد یکسان نموده و نگذارند که تبعیض و تمایز در نجاتِ اسیران و قربانیانِ جنگ به ملاحظه رسد.
شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، با پخش این اعلامیه اذعان میدارد، که مفاد آن را تعقیب مینماید و در صورت بی توجهی به آن، پیام خویش را به نهادهای بین المللیِ که در زمینه قیمومیت دارند، خواهد رسانید.
شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، برای تعمیم و تطبیق این اعلامیه، همکاریهای لازم خویش را با نهادهای شامل بر مفاد این اعلامیه اعلام میدارد.

+ نوشته شده در 88/06/20ساعت توسط بصیر سیرت |

كابل پرس: در حالی که همسایه شرقی افغانستان از سوی گزارشگران بدون مرز لقب بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان يافته است، افغانستان را نیز باید بزرگترين کشتارگاه روزنامه نگاران نامید. کشته شدن "سلطان منادی " در جریان حمله ای که ادعا می شود برای نجات وی و "استیفن فرل" از چنگ طالبان انجام شد، آخرین نمونه از کشتار خبرنگاران در افغانستان می باشد. سلطان منادی و استیفن فرل هر دو برای تهیه ی گزارش از کشتار غیر نظامیان در شمال افغانستان توسط نيروهای بین المللی به جنوب قندوز رفته بودند و ادعا می شود در راه بازگشت از سوی طالبان به گروگان گرفته شدند. مقامات افغان و نيروهای بين المللی خبر اسارت اين دو خبرنگار را مخفی نگاه داشته بودند و آنان در جریان عملياتی که برای آزادی آنان انجام شد کشته شدند. استیفن فرل آزاد شد اما سلطان منادی کشته.

روزنامه نيويورک تايمز امروز نوشته است که خبرنگار اين روزنامه استيفن فرل روز سه شنبه ساعت هفت و نيم عصر در تماسی تلفونی با اين روزنامه خبر آزادی خود را داده است.

استیفن فرل می گوید وقتی نيروهای بين المللی با هليکوپتر به محل اختفای آنان يورش آوردند، آنان تصور کردند که طالبان آنان را خواهند کشت و او و سلطان منادی فکر کردند که باید از آنجا بیرون بروند. آن ها به بيرون گريختند و اطراف آنان جنگ و درگيری بود. فرل می گويد در آن حين صداهای افغان و انگليسی را می شنیدند.

فرل ادعا می کند سلطان منادی در اثر تيرباران نيروهای طالبان از پای در آمد.گرچه کشته شدن مترجم و خبرنگار افغان سلطان منادی در شمال افغانستان اتفاق افتاد و ادعا شده که او در جریان عملیات آزاد سازی اش کشته شده اما اين حادثه تا حدودی شباهت به کشته شدن يک خبرنگار و مترجم ديگر افغان "اجمل نقشبندی" دارد. اجمل نقشبندی نيز همراه با يک خبرنگار ايتاليایی در هلمند در سال 2007 توسط افراد وابسته به يکی از فرماندهان طالبان بنام ملا داداله ربوده شده بود و دست آخر بدليل انجام يک معامله ميان دولت ايتاليا و گروه طالبان خبرنگار ايتاليایی آزاد اما اجمل نقشبندی به بی رحمانه ترين شکل ممکن سر بریده شد. مقامات افغانستان آن زمان انجام هرگونه معامله با گروه طالبان را برای رهایی اين دو خبر نگار رد کرده بودند اما دولت ايتاليا مستقيم با طالبان وارد مذاکره شد و شهروند کشورش را از چنگ آنان بيرون آورد. مقامات افغانستان اما مانند هميشه که اهميت جان شهروندانش اهميتی برای آنان ندارد، هيچ تلاشی برای رهایی اجمل نقش بندی انجام ندادند.

کشتار خبرنگاران و روزنامه نگاران افغانستان تنها به کشته شدن سلطان منادی و اجمل نقشبندی محدود نمی شود. جان الله هاشمزاده، يک خبرنگار تلويزيون شمشاد نيز چندی پيش در پاکستان به قتل رسید. در ماه مارچ امسال نيز جاويد احمد خبرنگار ديگر افغان در جنوب کشور، قندهار توسط افراد مسلح ناشناس از پای درآمد. او پيش از اين ماه ها در اسارت نيروهای آمريکایی بسر برده بود و طبق اظهار نظرات خودش، در زندان شکنجه شده بود.

کشته شدن صمد روحانی، شکیبا سنگه آماج، کارستن توماسن خبرنگار نروژی، ذکيه ذکی و شیما رضایی موارد ديگری از کشتار روزنامه نگاران و خبرنگاران افغانستان می باشد.

خبرنگار ربوده شده افغان در 'عملیات نجات'

بي بي سي

سلطان منادی، خبرنگار افغان، همراه با استیفن فرل، برای پوشش خبری حملات هوایی نیروهای آمریکایی به نفتکش ها در شمال افغانستان، به ولایت قندوز رفته بودند اما در راه بازگشت از قندوز، به دست افراد طالبان ربوده شدند.

خبر ربوده شدن این دو روزنامه نگار به دلیل حفظ امنیت آنان انتشار نیافت.

یک مقام افغان گفت که نیروهای خارجی و افغان برای رهایی این خبرنگاران، به محل نگهداری آنها یورش بردند و با افراد طالبان درگیر شدند.

استیفن فرل که برای نیویورک تایمز کار می کند، گفته است که همکار افغان او در جریان این عملیات هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد.

آقای فرل - 46 ساله - کار خود را به عنوان خبرنگار نیویورک تایمز در بغداد در سال 2007 شروع کرد.

سلطان منادی، همکار افغان او نیز سابقه کاری با نیویورک تایمز و سایز خبرگزاری های داشته است. او در حال تکمیل ماستری خود در آلمان بود و در جریان تعطیلات خود، برای همکاری با نیویورک تایمز به افغانستان آمده بود.

'دیگر حرکت نکرد'

استیفن فرل، در گزارشی که در نیویورک تایمز منتشر شده، به شرح چگونگی کشته شدن سلطان منادی پرداخته است.

 قای فرل می گوید: "ما همه در یک اتاق بودیم، طالبان هر سو می دویدند، دقیقا عملیات آغاز شده بود. ما فکر کردیم که آنها ما را خواهند کشت و فکر کردیم بهتر است از اتاق بیرون شویم."

آقای فرل گفت که او و سلطان از اتاق بیرون شدند و همه جا صدای تیراندازی به گوش می رسید.

او گفت که منادی پیشتر از او دوید و صدا زد: "خبرنگار! خبرنگار!" اما هدف رگبار گلوله ها قرار گرفت. آقای فرل گفت که معلوم نیست این گلوله ها از سوی طالبان شلیک شد و یا نیروهایی که برای رهایی آنها آمده بودند.

آقای فرل گفت که پس از یکی دو دقیقه، صدای بریتانیایی ها را شنید که به او می گفتند، بیرون شود. او می گوید، زمانی که بیرون شد، سلطان را دید که روی زمین افتاده بود.

"او در همان جایی که افتاده بود، قرار داشت. من او را دیدم که در برابر چشمانم به زمین افتاد و دیگر حرکت نکرد. او مرده بود."

نه نیویورک تایمز و نه هم خانواده استیفن فرل، از برنامه ریزی برای عملیات رهایی آنها آگاهی نداشتند.

خبر ربودن این دو خبرنگار نیویورک تایمز، که روز شنبه این هفته اتفاق افتاد، در رسانه ها منتشر نشد. مسئولان نیویورک تایمز می گویند، آنها نگران جان خبرنگاران خود بودند و نمی خواستند با پخش این خبر در رسانه ها، امنیت آنها به خطر افتد.

اين در حاليست كه دو روز قبل پرويز كامبخش از زندان آزاد شد كه بعد آ افغانستان راترك نموده است و اين در واقع تهديد ي است كه همه خبرنگاران به دلايل ناامني افغانستان را ترك خواهند نمود.

+ نوشته شده در 88/06/18ساعت توسط بصیر سیرت |

اهالى  ولسوالى چهاردرۀ ولايت کندز ادعا دارند که در بمباردمان ناتو، ١٥٠ تن از مردم محل کشته و ٢٠ تن مجروح شده اند.

بمباردمان دو شب قبل توسط طيارات ناتو بر تانکرهاى که گفته ميشود تيل طياره را انتقال ميداد، در قريه حاجى امان ولسوالى چهاردره که  طالبان و مردم محل مصروف تخليۀ تيل بودند ؛ صورت گرفت. 

 اما خبرنگار آژانس خبرى  پژواک که امروز از قريه هاى يعقوبى و  مولوى نعيم  ولسوالى چهاردره ديدن نموده، ميگويد که همۀ مردم به يکصدا ادعا دارند که طالبان مسلح در ساحه وجود نداشتند و تمام قربانيان را مردم عام تشکيل ميدهند.

 خبرنگار پژواک قبل از ظهر امروز از مرکز ولسوالى چهاردره به طرف منطقۀ سرک بالا حرکت کرد، جايى که  مردم  آسيب پذير، از همين محل شروع ميشد.

 حين عبور از محل، از خانه ها صداى گريه ، ناله و فغان  زنان و اطفال در فضاء طنين انداز بود.

 صداى يک زن به گوش ميرسيد که ميگفت: (( خدايا! چرا اين حالت   بر سر ما آمده!))

 خبرنگار پژواک ميگويد که از مرکز ولسوالى ، ده کيلو متر فاصله را پيمود  و در مسير راه ديد که مردان و زنان  جوقه جوقه در مساجد مى رفتند و مراسم فاتحه خوانى را بجا مى آوردند.

 به قريۀ يعقوبى رسيد و در مراسم فاتحه خوانى در يک مسجد شرکت کرد و بعداً با شمارى از موسفيدان صحبت نمود.

 عبدالرحيم يکتن از موسفيدان گفت که ٥٠ تن از مردم اين قريه به شمول ١٥ طفل در بمباردمان دو شب قبل ناتو کشته شده اند.

 اين موسفيد که  اشک مى ريخت، افزود که دو پسرش نيز شامل کشته شده گان اند.

وى اظهار داشت: (( فقر ما را به اين حالت رساند!))

 نامبرده که دستانش سوخته بود، گفت که گوشت هاى پسرانش را از بين دود و آتش جمع نموده است .

 عبدالرحيم با ذکر اينکه  حين واقعه، هوش وحواسش را از دست داده بود؛ادعا کرد که هيچ طالب مسلح در منطقه وجود نداشت و تمام قربانيان مردم محل اند.

 طبق اظهارات موصوف، طالبان مسلح دو شب قبل  دو تانکر تيل را آوردند و گفتند که مردم آنرا بگيرند، سحرى بود و مردم به طرف تانکر ها شتافتند، همان بود که طياره بمبارد کرد و مردم را بخاک و خون کشانيد.

 يک زن٥٠ ساله از همين قريه که صدايش از فرط چيغ و فرياد بخاطر کشته شدن عزيزانش، نشسته   و در دهن دروازه ايستاده بود، با خود ميگفت: (( پسرانم چه شدند!))

 زمانى که خبرنگار پژواک نزديک شد، زن گفت که سه پسر، شوهر و نواسه اش کشته شده اند.

مردم محل٥٠ قبر را در قريۀ يعقوبى نشان دادند که اجساد تازه دفن شده بود و به ادعاى مردم، همۀ آن، قربانيان بمباردمان بودند؛مردان و زنان و طفل بر سر قبرها دُعا ميکردند و برخى مردم ، سنگ را بر سر قبر ها نصب مينمودند.

 بعداً خبرنگارآژانس خبرى پژواک به قريۀ مولوى نعيم رفت. جايى که به گفتۀ مردم محل، ٢٠ تن کشته شده اند.

 حاجى نجم الدين يکتن از بزرگان قريه گفت که دو برادر زاده اش شامل کشته شده گان است.

او ادعا کرد که در اين واقعه، مواد کيمياوى استفاده شده بود.

 به گفتۀ نامبرده، لباسهاى برادر زاده هايش سالم بود؛ اما بدن شان سوخته بود.

 قرار ادعاى حاجى نجم الدين،سه نفر ديگرى که بعداً جان دادند، نخست سوخته بودند و اعصاب شانرا از دست داده بودند.

 مردم محل ميگويند که در مجموع ١٥٠ تن از مردم عام کشته و ٢٠ تن مجروح شده اند. ٧٠ تن مربوط قريه هاى مولوى نعيم و يعقوبى و ٨٠ تن شامل سه قريۀ ديگر اند که مقبره هاى آنها به چشم ميخورد.

 مردم در صحبت هاى شان از دولت و جامعۀ جهانى خواستند که قضيه را جداً پيگيرى نموده و عاملان آنرامجازات کنند.

 آنها ميگويند که حاضر اند، هر مرجعى که مى آيد، آنها ثابت خواهند کرد که همۀ قربانيان مردم عام بودند.

 اما انجنير محمد عمر والى کندز ميگويد که هيئت با صلاحيت از کابل وارد کندز شده و قضيه را تحت بررسى جدى قرار ميدهد تا معلوم شود که چه تعداد مردم عام کشته شده اند.

رئيس جمهور حامد کرزى نسبت به اين حادثه ابراز تاثر نموده و  هيئتى را بخاطر بررسى آن تعين نموده است.

هيئت شامل  نماينده گان وزارت داخله؛ امنيت ملى و ارگانهاى محلى است.

 حامدکرزى گفته است، هرعملى که باعث کشته شدن مردم ملکى شود، غير قابل تحمل است و درعمليات نظامى نبايد به مردم مُلکى و بى دفاع تلفات و جراحات وارد شود.

 اما امروز در مسير راه طالبان مسلح مشاهده ميشدند که موتر ها را تلاشى مينمودند ومردم محل معما گونه مى پرسيدند ، در صورتى که دولت در آنجا حاکميت ندارد، چطور مى تواند در مورد بمباردمان و تلفات مُلکى تحقيقات کند؟

  والى کندز ، روز گذشته گفته بود که دراين رويداد ٩٥ تن کشته شده که ٤٥ تن آنها را طالبان مسلح به شمول ملاعبدالرحمان قوماندان محلى آنها تشکيل ميدهند .

 اما مل پاسوال عبدالرزاق يعقوبى قوماندان امنيه کندز ميگويد که در اين حادثه   ٥٦ طالب مسلح  کشته و ١٣ تن  ديگر زخمى شده اند.

 نيروهاى آيساف  نيز  ميگويند که  شورشيان را مورد حملۀ هوايى قرار داده و زمانى بمبارد نمودند که در محل ، افراد ملکى نبود.

 اما آنها مى پذيرند که  در مورد کشته شدن افراد ملکى اطلاع دريافت نموده و به همين منظور، تحقيقات ادامه دارد .

دفتر نماينده گى ملل متحد در کابل نيز از کشته شدن مردم عام در کندز اظهار تاسف نموده، خواهان بررسى جدى و دقيق حادثه شده است.

 سفارت امريکا مقيم کابل هم طى نشر اعلاميۀ مطبوعاتى گفته است که  منتظر نتيجۀ تحقيقات مشترک نيروهاى آيساف و حکومت افغانستان در مورد واقعه چهاردره که تلفات ملکى را نيز به بار آورده ؛ هستند.

طالبان مسلح  نيز ادعا دارند که تمام کشته شده گان و مجروحين، مردم مُلکى بوده، نه افراد آنها...

 آنها از سازمانهاى مدافع حقوق بشر ، ملل متحد و ساير نهاد ها خواسته اند که  واقعه چهاردره را پيگيرى نموده و جلو تکرار آنرا بگيرند.

منبع: پژواگ

+ نوشته شده در 88/06/14ساعت توسط بصیر سیرت |

گزارشگران بدون مرز با تاسف فراوان از قتل خبرنگار افغان جان الله هاشم زاده مطلع شد. این خبرنگار ٣٧ ساله صبح ۱۷اگست ۲۰۰۹ هنگامی که در یک وسیله نقلیه عمومی به سوی شهر پیشاور در حرکت بود با شلیک چهار گلوله از سوی افراد ناشناس به قتل رسید.
گزارشگران بدون مرز مراتب تسلیت خود را به خانواده و همکاران جان الله هاشم زاده اعلام می کند. این حادثه یادآور این واقعیت است که روزنامه نگاران افغان در همه جا در خطر هستند و تائید عدم امنیت برای همه خبرنگاران در پاکستان است. ما از دولت پاکستان خواهان تحقیق جدی در این باره و معرفی آمران و عاملان این قتل هستیم. باید با مصونیت پیگرد قضایی به شکل جدی مبارزه کرد و به قتل روزنامه نگاران پایان داد.
بنا بر شهادت مسافران اتوبوس جان الله هاشم زاده بر اثر شلیک مردان ناشناس به موتور حامل خبرنگار وی در جا به قتل رسید و یکی از مسافران موتر زخمی گردید. پیکر روزنامه نگار به شفاخانه جمرود انتقال یافته تا پس از مراحل قانونی به خانواده تحول داده شود.
دانش کروخیل مدیر آژانس خبری پژواک که جان الله هاشم زاده از چهار سال پیش با آن همکاری دارد به گزارشگران بدون مرز در این باره گفت " خبرنگاری حرفه ای و پرکار بود که مجموعه وقایع را در انسوی مرز برای بسیاری از رسانه ها پوشش خبری می داد. برای پی بردن به اینکه چه کسی او را کشته است باید دید چه کسانی نمی خواهند مردم از خبرهای آن سوی مرز باخبر شوند."
جان الله هاشم زاده سه هفته پیش از سوی افرادی ناشناس برای ترک کار و محل اقامت خود تهدید شده بود. وی دانشجوی دانشگاه خصوصی روزنامه نگاری پیشاور و همکار بسیاری از رسانه ها در افغانستان و پاکستان از جمله آژانس پژواک، تلویزیون های شمشاد، آریانا و روزنامه های وحدت و سهار بود.
منطقه معروف خیبر در شمال غرب پاکستان از خطرناکترین مناطق جهان برای روزنامه نگاران است. طالبان نبردی پرخشونت را برای تسلط بر منطقه به پیش می برند. از اغاز سال میلادی ٢٠٠٩ جان الله هاشم زاده پنجمین خبرنگار کشته شده در پاکستان و دومین روزنامه نگار افغانی است که به قتل رسیده است
+ نوشته شده در 88/06/14ساعت توسط بصیر سیرت |

شرکت در انتخابات بیست و نهم اسد/مرداد، سرنوشت شماری از افغان ها را با داستانهای تلخی گره زده است. لعل محمد با گوشها و بینی بریده در بیمارستان میوند یکی از آنها است.
لعل محمد، کشاورز فقیری از منطقه آشوب زده گیزاب، در جنوب افغانستان می گوید برای شرکت در انتخابات دو گوش و بینی اش را از دست داده است.
لعل محمد گفت با هیچ کسی دشمنی شخصی ندارد و اگر می دانست که شرکت در انتخابات تا این حد برایش گران تمام می شود، هرگز تصمیم به گرفتن کارت رای و شرکت در انتخابات نمی گرفت.
ژنرال مرتضی قل، فرمانده پلیس دایکندی، که مسئولیت تامین امنیت مراکز رای گیری را در گیزاب به دوش داشته است، گفت که افرادی که گوشها و بینی لعل محمد را بریده اند، وابسته به گروه طالبان هستند. به گفته او، این افراد ساکنان گیزاب هستند و از سوی طالبان مسلح شده اند. فرمانده پلیس دایکندی افزود که این افراد در گذشته هم روابط خوبی با لعل محمد نداشته اند.
دفتر کمیسیون انتخابات در شهر نیلی، مرکز ولایت دایکندی تایید کرد که بر اساس اطلاعاتی که به این دفتر رسیده، دلیل بریدن گوشها و بینی لعل محمد موجودیت کارت انتخابات در جیب او بوده است. به گفته یک مقام این کمیسیون در دایکندی، مجموعاً ۱۱ مرکز رای گیری در گیزاب فعال بوده است.
اما یک سخنگوی گروه طالبان دست داشتن افراد وابسته به این گروه در بریدن گوشها و بینی لعل محمد را رد کرده است.
این مرد سی و پنج ساله می گوید حدود ساعت هشت تا نه قبل از ظهر بیست و نهم اسد تصمیم گرفت که از محل کارش در روستای "گال پَخَل" به مرکز رای گیری در روستای "شیران" برود. اما این تصمیم نه تنها چهره بلکه سرنوشت او را عوض کرد.
لعل محمد که مردی بیسواد است، گفت او هنوز نمی دانست که به چه کسی رای بدهد، اما تصمیمش این بود که به یک "مسلمان" رای دهد. لعل محمد گفت در وسط راه سه مرد مسلح، که وضعیت ظاهری آنها نشان می داد که مربوط به گروه طالبان باشند، او را متوقف و بازرسی کردند. زمانی که کارت انتخابات را از جیب او بیرون آوردند، به ضرب و شتم او پرداختند.
لعل محمد، در حالی که به دشواری حرف می زد، گفت دو مرد مسلح دستان او را محکم گرفتند و فرد سوم با قنداق کلاشینکوف به سر او کوفت و او را بیهوش کرد. این رای دهنده افغان گفت زمانی که او به هوش آمد، متوجه گوشها و بینی بریده خود شد. به گفته او، در آن زمان از محل زخم ها به شدت خون جاری بود.
لعل محمد را مردان مسلح در همانجا رها کردند و ساعاتی بعد یک روستایی که از آن جا می گذشت، او را می شناسد و به روستای شیران، که خانه او در آنجا است، منتقل می کند.
لعل محمد تا شامگاه فردای آن روز، که روستاییان شیران او را با یک مرکب به نیلی، مرکز ولایت دایکندی منتقل کردند، اصلاً به هیچ گونه خدمات بهداشتی دسترسی نداشت پزشکان بیمارستان نیلی زخم های او را دارو زدند و با بانداژ بستند.
لعل محمد که به دلیل فقر شدید توان سفر به کابل را هم نداشت، از یک دوستش ۲۰ هزار افغانی (معادل ۴۰۰ دلار) را در مقابل ۲۰ هزار افغانی سود برای شش ماه می گیرد و با دو تن از اعضای خانواده اش به کابل می آید.
لعل محمد زمانی که به کابل رسید، به خانه یکی از اقوام خود رفت و دوستانش او را به کمیسیون سمع شکایات مجلس نمایندگان بردند و او شرح حال خود را برای اعضای این کمیسیون توضیح داد.
عبدالجبار شلگری، رئیس این کمیسیون به بی بی سی گفت او لعل محمد را به بیمارستان میوند برای درمان معرفی کرده و ضمناً از اداره امور ریاست جمهوری خواستار کمک دولت به این رای دهنده افغان شده است.
آقای شلگری گفت هنوز وعده کمک از این اداره دریافت نکرده، اما برای دریافت کمک به این مرد تلاش می کند و شخصاً موضوع را دنبال خواهد کرد. اما در عمل تا حال هیچ کس و هیچ نهادی به او کمک نکرده است.
دکتر امین الله همکار، پزشک و رئیس بخش جراحی پلاستیک بیمارستان میوند، که موظف به درمان او شده، به بی بی سی گفت لعل محمد پنج روز پس از حادثه ای که بر سر او آمده بود، به بیمارستان رسید. اگرچه وضعیت جسمی لعل محمد در کل خوب است، اما از لحاظ روحی در وضعیت مناسبی نیست.
آقای همکار که محل زخمهای لعل محمد را برای خبرنگاران باز کرد، گفت بریدگی بینی، لب و گوشهای او قابل درمان است. به گفته او، بینی، لب و گوش لعل محمد در دو مرحله جراحی ظرف دو ماه درمان خواهد شد و تقریباً به شکل اولیه اش برخواهد گشت.
حالا مشکل لعل محمد تنها درمان و بازیابی بینی و گوشهای بریده او نیست. لعل محمد می گوید دیگر او به دلیل تهدیدهای طالبان نمی تواند به روستای خود برگردد و کشاورزی اش را از سر گیرد. حتی اعضای خانواده و اقوامش که او را در کابل همراهی می کنند هم می گویند چند بار تهدیدهایی دریافت کرده اند. آنها می گویند تهدیدکنندگان گفته اند که چرا لعل محمد را به اداره های دولتی، رسانه ها و "کافران" معرفی می کنند.
اگر چه طالبان ادعاهای لعل محمد را رد کرده اند، اما آنها پیش از برگزاری انتخابات هشدار داده بودند که انگشت های دست کسانی که را در انتخابات رای بدهند خواهند برید. بر اساس گزارش ها، طالبان انگشت دو مرد را در ولایت جنوبی قندهار در روز انتخابات بریده اند.

گزارش:بی بی سی

+ نوشته شده در 88/06/14ساعت توسط بصیر سیرت |